ز مثل زندگی

من پریشان ترم از
آنچه تو میپنداری

شده آیا ته یک شعر
ترک برداری.....؟!



تاریخ : سه شنبه 16 آذر 1395 | 09:38 ب.ظ | نویسنده : meysam mhn | نظرات

کس نیست در این گوشه

فراموش تر

از من......





.

تاریخ : چهارشنبه 7 مهر 1395 | 09:22 ب.ظ | نویسنده : meysam mhn | نظرات

نه مثل كوه محكمم نه مثل رود جارى ام
نه لایقم به دشمنى نه آن كه دوست دارى ام

تو آن نگاه خیره اى در انتظار آمدن
من آن دو پلک خسته كه به هم نمى گذارى ام

توخسته اى و خسته تر منم كه هرز مى روم
تو ازهمه فرارى و من از خودم فرارى ام

زمانه در پى تو بود و لو ندادمت ولى
مرا به بند مى كشد به جرم راز دارى ام

شناختند مردمان من و تو را به این نشان
تو را به صبر كردنت مرا به بى قرارى ام

چقدر غصه مى خورم كه هستى و ندارمت
مدام طعنه میزند به بودنم ، ندارى ام

تاریخ : پنجشنبه 18 شهریور 1395 | 12:56 ق.ظ | نویسنده : meysam mhn | نظرات




 به شکار عشق رفتم
عشق گیرم نیامد
برایت گل چیدم!

تاریخ : سه شنبه 19 مرداد 1395 | 11:29 ب.ظ | نویسنده : meysam mhn | نظرات

خداحافظی
بزرگترین دروغ تاریخ  است
وقتی
آن را به کسی میگوییم
که قصد دارد برود
اما نه از دل ما 
گاهی خداحافظی 
مترادف تمام واژه های 
عاشقانه است ...



تاریخ : سه شنبه 19 مرداد 1395 | 02:34 ب.ظ | نویسنده : meysam mhn | نظرات
♛ M e y s a M ♛:
‏⁧ سی سالگی ⁩ مثل سه شنبه س
مثل ساعت ۳ بعد از ظهر
برای هر کاری هم دیره هم زود..

تاریخ : سه شنبه 29 تیر 1395 | 02:44 ب.ظ | نویسنده : meysam mhn | نظرات
من
ﺭﺍ
ﺑﻪ
ﻏﯿﺮ
ﻋﺸﻖ
ﺑﻪ
ﻧﺎﻣﯽ
ﺻﺪﺍ
ﻧﮑﻦ.
ﻏﻢ
ﺭﺍ
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ
ﻭﺍﺭﺩ
ﺍﯾﻦ
ﻣﺎﺟﺮﺍ
ﻧﮑﻦ.
ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ
ﭘﺸﺖ
ﭘﺎ
ﺑﻪ
ﻏﺰﻟﻬﺎﯼ
ﻣﻦ
ﻧﺰﻥ.
ﺑﺎ
ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ
ﺧﻮﺏ
ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ
ﺗﺎ
ﻧﮑﻦ.
ﻣﻮﻫﺎیت
ﺭﺍ
ﺑﺒﻨﺪ.
ﺩﻟﻢ
ﺭﺍ
ﺗﮑﺎﻥ
ﻧﺪﻩ.
ﺩﺭ
ﻣﻦ
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ
ﻓﺘﻨﻪ
ﺑﻠﻮﺍ
ﺑﻪ
ﭘﺎ
ﻧﮑﻦ.
ﻣﻦ
ﺩﺭ
ﮐﻨﺎﺭ
ﺗﻮام.
ﺍﮔﺮ
ﭼﺸﻢ
ﻭﺍ
ﮐﻨﯽ.
ﺧﻮﺩ
ﺭﺍ
ﺍﺳﯿﺮ
ﭘﯿﭻ
ﺧﻢ
ﺟﺎﺩﻩﻫﺎ
ﻧﮑﻦ.
ﺑﮕﺬﺍﺭ
ﺷﻬﺮ
ﺳﺮﺧﻮﺵ
ﺯﯾﺒﺎﺋﯿﺖ
ﺷﻮﺩ.
ﺗﻨﻬﺎ
ﺑﻪ
ﻭﺻﻒ
ﺁﯾﻨﻪ ﻫﺎ
ﺍﮐﺘﻔﺎ
ﻧﮑﻦ.
ﺍﻣﺸﺐ
ﺑﺮﺍﯼ
ﻣﺎﻧﺪﻧﻤﺎﻥ
ﺍﺳﺘﺨﺎﺭﻩ
ﮐﻦ.
ﺍﻣﺎ
ﺑﻪ
ﺁﯾﻪ
ﻫﺎﯼ
ﺑﺪﺵ
ﺍﻋﺘﻨﺎ
ﻧﮑﻦ...

تاریخ : پنجشنبه 10 تیر 1395 | 11:07 ب.ظ | نویسنده : meysam mhn | نظرات
نبودن هایت آنقدر زیاد شده اند 
که هر رهگذری را شبیه تو می بینم !!
نمی دانم غریبه ها ” تـو ” شده اند
یا تو ” غریبــه ” ؟؟!! 

تاریخ : چهارشنبه 9 تیر 1395 | 11:40 ب.ظ | نویسنده : meysam mhn | نظرات

مینـویـسـم
پـاک میکنـم
مینـویـسـم
پـاک میـکنـم
املایـم بد نیست
از تکرار اسـمت لـذت می بـرم
برایت می نویـسـم …
” دلتنـگم ” …
می دانـم که نمی خوانـی
ولی …
می دانـم که میدانـی

تاریخ : سه شنبه 25 خرداد 1395 | 01:13 ق.ظ | نویسنده : meysam mhn | نظرات

دلم تا برایت تنگ می شود
نه شعر می خوانم
نه ترانه گوش می دهم
نه حرف هایمان را تکرار می کنم

دلم تا برایت تنگ می شود
می نشینم
اسمت را
می نویسم
می نویسم
می نویسم
بعد می گویم
این همه او
پس دلتنگی چرا؟

دلم تا برایت تنگ می شود
میمِ مالکیت
به آخرِ اسمت اضافه می کنم
و باز عاشقت می شوم


تاریخ : شنبه 22 خرداد 1395 | 07:34 ق.ظ | نویسنده : meysam mhn | نظرات
♛ M e y s a M ♛:
دشمن بچه های مارا بمباران میکند
ما بچه های دشمن را
ما نماز میخوانیم
آنها در کلیسا دعا میکنند
ما در آغوش زنانمان گریه میکنیم
آنها بر شانه ی معشوقه هایشان
اما حق با لاشخوریست 
که جنازه های ما و آنها را
بی هیچ ارجحیتی نوک میزنند
اما حق با کرم هایی ست
که جنازه های ما وانهارا 
بی هیچ ارجحیتی متلاشی میکنند
اما حق با کفنی ست 
که روزی قرار بود پرچم سفیدی باشد

تاریخ : شنبه 22 خرداد 1395 | 12:51 ق.ظ | نویسنده : meysam mhn | نظرات
فقط یك چیز از خداحافظى بدتر است: 
فرصت خداحافظى پیدا نكردن. این زخم همیشه تازه می ماند و هر چه نگفته اى و هرچه نكرده اى تا ابد عذابت مى دهد. در هرچهره ى بیگانه او را مى بینى، در هرلحظه ى بعد از او و به خودت مى گویى اگر آن آخرین بار این یا آن كار را كرده بودم، اگر این یا آن كلمه را گفته بودم. در نهایت مى فهمى فقط یك كلمه بود كه مى خواستى بگویى : دوستت دارم. این آن نگفته ى از دست رفته است. و آن بوسه ها، آن بوسه ها كه بر دست و صورتش ننشاندى و دیگر فرصتى براى هیچكدام این ها نخواهد بود. دنیا یك لحظه بود و تو آن لحظه را باخته اى. آنكه این فرصت را از دست داده، بازنده اى ابدى خواهد بود.


تاریخ : پنجشنبه 20 خرداد 1395 | 06:33 ب.ظ | نویسنده : meysam mhn | نظرات
♛ M e y s a M ♛:
بیا با من مدارا کن همین یکبار اخر را 
بسوزان در کنار من نخ سیگار اخر را 

 اگرچه گفتنی هایم برایت تلخ و تکراریست
ولی طاقت بیار و بشنو این اقرار اخر را

بدور ازتو تمام من فقط محکوم  ویرانیست 
بزن از پایه ویران کن همین دیوار اخر را

شکستم دادی و حالا اسیر دست تقدیرم
منم بازنده و بردی تو این پیکار اخر را 

بزن تیر خلاصی، را براین در مانده بیجان
بیفکن برسرم حالا طناب دار اخر را 

غم و افسوس وتنهایی اگرکه قسمت من بود
نچرخان سمت رسوایی نوک پرگار اخر را 

برای از تو گفتن ها نمانده مهلتی دیگر
به روی فصل پایانی، بکش خودکار اخر را

تمام شعرهایم را اگر ناخوانده سوزاندی
نمانده فرصتی باقی ،بخوان طومار اخر را 

اگر یک روز پاییزی از ان کوچه گذر کردی
به یاد آور مرا ،خودرا و ان دیدار اخر را

تاریخ : سه شنبه 18 خرداد 1395 | 07:22 ب.ظ | نویسنده : meysam mhn | نظرات

فواره وار،
 سربه هوایی و
  سربه زیر

چون تلخی شراب، دل آزار و دلپذیر

ماهی تویی و آب؛ من و تنگ؛ روزگار

من در حصار تُنگ و تو در مشت من اسیر

پلک مرا برای تماشای خود ببند

ای ردپای گمشده باد در کویر

ای مرگ می رسی به من اما چقدر زود

ای عشق می رسم به تو اما چقدر دیر

مرداب زندگی همه را غرق می کند

ای عشق همّتی کن و دست مرا بگیر

چشم انتظار حادثه ای ناگهان مباش

با مرگ زندگی کن و با زندگی بمیر

تاریخ : پنجشنبه 13 خرداد 1395 | 10:54 ق.ظ | نویسنده : meysam mhn | نظرات

تو ماهی و من ماهیِ این برکه ی کاشی..
اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی!
 
آه از نفس پاک تو و صبح نشابور
از چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی..
 
پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار
فیروزه و الماس به آفاق بپاشی!
 
ای باد سبک سار! مرا بگذر و بگذار!
هشدار! که آرامش ما را نخراشی..
 
هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم!
اندوه بزرگی ست چه باشی.. چه نباشی....
 

تاریخ : شنبه 8 خرداد 1395 | 12:06 ق.ظ | نویسنده : meysam mhn | نظرات

تعداد کل صفحات : 16 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  

  • paper | دانلود کتاب | بیا اینجا